غلبه بر اهمال کاریReviewed by ضیاءالدینی on Jun 6Rating:
قبل از خواندن این مطلب به این نکته توجه کنید
ممکن است راهکارهایی که در این مطلب مطرح شده اند ساده به نظر برسند، اما با یکبار عمل کردن به این راهکارها متوجه این خواهید شد که چه تاثیر مثبتی بر شما خواهند داشت.
لطفا هنگام خواندن مطلب در صورت امکان یک قلم و خودکار بردارید و اقدامات لازم برای عملی کردن راهکار را یادداشت کنید.

غلبه بر اهمال کاری

اهمال کاری به تعویق انداختن انجام کار یا وظیفه های مشخص و ضروری است. هر چند این تعریف بیانگر احساسات آغازگر این کار نیست. برای اغلب ما کلمه ی اهمال کاری یادآور تجربه های قبلی است؛ وقتی احساس گناه، تنبلی، عدم شایستگی، اضطراب یا حماقت یا ترکیبی از این احساسات را داشتیم. این احساسات در ارزش گذاری ما نسبت به خودمان نقش دارند: شما احساس می کنید که اگر کاری را به تعویق بیندازید، آدم بدی هستید.

اهمال کاری و علل آن

برای درک و رفع اهمال کاری، باید به بررسی موقعیت های مشکل آفرین بپردازید. ابتدا، مشخص کنید آیا دلیل امروز و فردا كردن شما، ضعف در مدیریت زمان است؛ و اگر چنین است، مهارتهای مدیریت زمان را بیاموزید. هر چند، اگر مدیریت زمان را بلد باشید اما آنها را به کار نبندید، با مشکل جدی تری روبه رو می شوید. اگر مسئله این است، فکر کنید که چه چیزی شما را از انجام کاری که می دانید مفید است باز می دارد. اگر در این مسیر احتیاج به کمک دارید یک مشاور متخصص را ملاقات کنید.

بسیاری از افراد به دلایل زیر کارها را به تعویق می اندازند:

– عدم علاقه: احتمالا شروع کاری که برای شخص شما مناسب و معنادار نباشد، سخت است.

– پذیرش اهداف دیگران: اگر کاری به شما تحمیل یا واگذارشده و ارتباطی با علایق شما نداشته باشد، ممکن است برای وقت گذاشتن و انجام آن بی میل باشید.

– ایده آل گرایی: تلاش برای کسب نتیجه ای با استانداردهای غیرقابل دستیابی، شما را برای ادامه آن بی انگیزه می کند. به یاد داشته باشید بهترین بودن یا رسیدن به حداعلی اغلب غیرقابل دسترس است.

– مهرطلبی یا نیاز به تایید: اغلب افراد به تعریف دیگران از خودشان اهمیت می دهند. اما وقتی پاسخ دیگران به کار شما تحت کنترل مستقیم شما نیست، ارزش بیش از حد قائل شدن برای این پاسخها می تواند نوعی اضطراب ایجاد کند و با دستیابی به نتیجه تداخل پیدا کند.

– ابهام: حتی اگر پیش ازین کارهای مشابهی را انجام داده باشید، درصورت عدم اطمینان از نتیجه مورد انتظار در کار، شروع آن می تواند سخت باشد. ترس از ابهام: اگر می خواهید در یک حوزه ی جدید ریسک کنید، راهی برای شناخت نتیجه مورد نظر وجود ندارد. چنین نتیجه ی نامطمئنی میتواند مانعی برای شروع باشد پس چندان دنبال قطعیت نباشید و تحملتان نسبت به ابهام و عدم قطعیت را بالا ببرید.

– عدم مهارت در انجام کار: عدم آموزش، مهارت، یا قابلیت ممکن است باعث شود شما حس کنید نمی توانید از عهده کار برآیید و لذا از انجام آن اجتناب کنید. اشکال مختلف اهمال كاری بعد از تایید اهمال کاری، به شناسایی موانع احساسی (گناه، اضطراب، احساس عدم کفایت) و بررسی دلایل زیربنایی، بپردازید تا از افکار و باورهای خود که موجب اهمال کاری می شود، آگاه شوید.

مثالهای زیر را در نظر بگیرید:

1- آیا شما وظایفتان را نادیده می گیرید، انگار خود به خود از بین می رود؟ امتحان پایان ترم کلاس شیمی شما بخار نمی شود حالا هر چقدر هم که شما آن را نادیده بگیرید.

2- آیا شما ملزومات کار را دست کم می گیرید یا قابلیتهای خود را بیش از حد دست بالا می گیرید؟ آیا به خودتان

می گویید که مفهوم را یاد گرفته اید و فقط به 1 ساعت زمان برای حل مسایل فیزیک نیاز دارید در حالی که معمولا 6 ساعت زمان می برد؟

3- آیا خودتان را گول می زنید که یک اجرای متوسط یا استانداردهای پایین هم قابل قبول است؟ برای مثال، اگر شما خودتان را با این باور كه نمره 10 برای پاس شدن كافی است گول می زنید، احتمالا از تلاش بیشتر برای خواندن بیشتر و بهبود معدل اجتناب می کنید و لذا ممکن است مشروط شوید. این نوع از اجتناب میتواند شما را از انتخابهای آگاهانه درباره ی اهداف مهم زندگی تان باز دارد و مجبور به انتخابهایی کند که دوست ندارید.

4- آیا با جایگزین کردن یک کار باارزش به جای وظیفه مورد انتظار خود را گول می زنید؟ فرض کنید شما به جای نوشتن مقاله ی خود، اتاقتان را تمیز می کنید. ارزش یک اتاق تمیز بالا است اما اگر هنگامی ارزش پیدا می کند که پای نوشتن یک مقاله از آن طرف در میان باشد، شما در حال به تعویق انداختن هستید.

5- آیا شما فكر می كنید تاخیرهای کوچک بی ضرر هستند؟ مثلاً نوشتن مقاله را عقب می اندازید تا 5 دقیقه برنامه مورد علاقه تان را ببینید. اگر شما بعد از 5 دقیقه سراغ مقاله نروید، احتمالا تمام عصر را تلویزیون میبینید و کاری از پیش نمی برید

6- آیا شما بیشتر از انجام یک کار به نمایش برای تعهد به آن مشغولید؟ مثلا، کتابهایتان را با خود به تعطیلات میبرید اما آنها را هرگز باز نمی کنید یا شاید دعوت به مهمانی لذتبخش را رد می کنید اما همچنان کار را انجام نمی دهید. در این حالت، همیشه در آمادگی بی فایده برای انجام کار می مانید، بدون اینکه کاری انجام دهید.

7- آیا شما فقط در انجام بخشی از کار پشتکار دارید؟ مثلاً نوشتن و پاکنویس کردن پاراگراف مقدمه مقاله و رها كردن قسمت اصلی و نتیجه گیری آن. مقدمه مهم است اما نه به قیمت خود پروژه.

8- آیا شما در تصمیم گیری بین دو راه انتخابی فلج می شوید؟ مثلاً بیش از حد وقت گذاشتن برای تصمیم گیری بین دو موضوع مقاله، آنقدر که وقت کافی برای نوشتن خود آن نماند.

برای اهمال کاری چه می توان کرد؟

اگر برخی از مثالهای فوق، برایتان آشنا است، احتمالا برای غلبه بر این مشکل آماده هستید. در ادامه لیستی از مراحل مفید برای رفع مشکل آمده است. موارد بالا را بخوانید و مواردی كه درباره شما مصداق دارد را بنویسید.

– تصمیمهای صادقانه درباره ی وظایفتان بگیرید. اگر می خواهید حداقل زمان و تلاش را برای انجام کاری صرف کنید، به آن اعتراف کنید. اجازه ندهید احساس گناه مداخله کند. پیامد هرگونه كم كاری در یک پروژه را بسنجید و میزان زمان بهینه برای انجام آن كار را مشخص كنید. با این کار دلایل عمدی اهمال کاری خود را می شناسید.

اگر ناخودآگاه از انجام کاری اجتناب می کنید، پیش خود اعتراف کنید که شما هدف خاصی را مدنظر دارید و مسئولیتها را قبول کنید تا به هدف برسید. سعی کنید درک درستی از ملزومات به اتمام رسیدن یک كار در زمانی معین به دست آورید.

– فعالیتهایی که فقط حس تعهد شما را نمایش میدهد را از فعالیتهایی که واقعا منجر به اتمام كار میشود، متمایز کنید. به هر بخش از کار فقط زمان لازم را اختصاص دهید. یک نگاه کلی به همه پروژه بیاندازید و همه قدمهای لازم برای دستیابی به نتیجه را مجسم کنید. آنها را یادداشت کنید. اولویت بندی کنید. بعدا، اگر نیاز بود آن را مجدداً مرتب كرده و یا در مراحل دیگری به آن اضافه کنید.

برنامه ریزی مؤثر:

هر چه کارها بزرگتر باشد تنظیم یک برنامه ریزی مؤثر که از آن پیروی کنید سخت تر است.

گامهای زیر میتوانند یاریگر باشند:

– کار را قسمت بندی کنید. شاید انجام کل کار به نظر غیرممکن بیاید؛ اما بخشهای کوچکتر بیشتر قابل مدیریت هستند. کار را به مراحل کوچک تقسیم کنید.

– مراحل کوچک را در یك چارچوب منطقی زمانی مرتب کنید. “منطقی بودن” کلمه ی کلیدی است. شما باید به هر بخش وقت کافی اختصاص دهید. خودتان را فریب ندهید و فکر نکنید می توانید بیش از آنچه در توان یک انسان است کار انجام دهید.

– بدانید که همه ی ما به صورت دوره ای به تنوع و آرامش نیاز داریم. به خودتان برای کارهای انجام شده جایزه، آرامش و احساس سربلندی بدهید. این امر کمک خواهد کرد تا احساس بی میلی کمتری از کار و وظیفه ی محوله بکنید.

– پیشرفت مراحل کوچک را پیگیری کنید. مراقب دامهایی که پیش از این مطرح شد، باشید. مشکلات را زود تشخیص داده و برای حل آنها سریعاً چاره ای بیندیشید. برای شکل دادن یک تصویر کلی به مسیر، قسمتها و نیز چگونگی در کنار هم قرار گرفتن آنها توجه كنید. در صورت لزوم، مجدداً تعهدات زمانی را ارزیابی کنید.

– در انتظاراتی که از خود دارید واقع بین باشید. توقعات کمال گرایانه ممکن است باعث سرپیچی شما و خراب کردن پیشرفتتان شود.

– تحمل تان را نسبت به تجربه هیجانات منفی بالا ببرید. اگر از پرداختن به انجام وظایف تان طفره می روید چون وقتی كه می خواهید به سراغش بروید حالتان بد می شود و دچار احساس اضطراب، غم یا احساس تنهایی و ناامیدی می شوید، بدانید كه این احساسات موقتی هستند و مدت كوتاهی پس از شروع به كار، از بین خواهند رفت. پس آگاهانه از این احساسات استقبال كنید و درباره آنها قضاوت نكنید مثلا نگویید “من احساس ناامیدی می كنم و تحمل این احساس غیر ممكن است”. به جای آن به خودتان بگویید كه “من احساس ناامیدی می كنم و تحمل این احساس قدری سخت است ولی من با تمام وجود سعی می كنم آن را تحمل كرده و بر آن غلبه كنم و می دانم كه به زودی تمام خواهد شد”.

– گاهی اوقات نیز اهمالكاری میتواند نشانه ای از افسردگی باشد. در این صورت حتما از یك روان شناس یا مشاور در مركزمشاوره كمك بخواهید.

    دیدگاه خود را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *